خرید بک لینک
هوا آشفته بود و شهر مجنون / زمین سر در گریبان، چشم پر خون حماسه میخروشید از گلوشان / ز رگها خون غیرت سخت جوشان که عاشورا کسی رقصیده؟ او کیست؟ / چه کس با شاه دین جنگیده؟ کوفیست؟! از این غم، شهر گویا پر ز شیر است / دی از گرمای این دلها چو تیر است همه عمارگون، آماده، هوشیار/ تمام شهر بیدارند، بیدار کسی حرمت شکن آشوب کرده / شغالی بیشه را مخروب کرده الا ای فتنه گر، شیطان، حرامی! / میان بیشهی شیران خرامی؟! شما، ای جمله عالم گوش دارید/ کلام آوازهی بر گوش دارید به ایران، رهبری فرزانه داریم / اشارت او کند جان میسپاریم الا ای فتنهگر، ما مرد جنگیم / برای رجمت ای ابلیس، سنگیم چو شمشیر آخته، در دست اوییم! / بمیرید از حسد، سر مست اوییم ابابیلیم اگر بر فیلهایید/ چو ریگی نرم آخر زیر پایید ۹ دی، سیل مردم باز جوشید/ تمام سینهها آخر خروشید خس و خاشاک را از شهر راندند/ سران فتنه زیر پای ماندند ولی حرفیست بی پیرایه ای دوست / که این حرف از زبان یار حق گوست “بصیرت” یاب، بیدارست دشمن / ز حقد و کینه تبدار است دشمن صف آراییست! اما در غبار است / میان فتنه ره دشوار و تار است چراغ راه، ما را جز ولیّنیست

برچسب: ۹دی روز بصیرت, نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: پنجشنبه 16 دی 1395 ساعت: 19:06

صفحه بندی